آدم زمینی آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
سه شنبه 16 خرداد 1390برچسب:, :: 23:42 :: نويسنده : آدم زمینی
دیروز باتفاق خانواده برای تفریح رفته بودیم به تفریحگاهی که دور و بر یک چشمه پرآب و زیبا قرار داره . خونواده های زیادی اونجا اومده بودن همینطور هم گروه هائی از جوونها که در جمعهای دوستانه برای تفریح اومده بودن . جای شما خالی هوای بسیار دل انگیز و منظره چشم نواز چشمه و استخر هائی که جلوش ساخته بودن خستگی کار و زندگی روزمره رو از تن بیرون می گرد . ![]() ادامه مطلب ... یک شنبه 15 خرداد 1390برچسب:, :: 22:22 :: نويسنده : آدم زمینی
شنبه 14 خرداد 1390برچسب:, :: 18:12 :: نويسنده : آدم زمینی
تقدیم به دوست خوبم با وبلاگ « شروعی دوباره » این داستان یکی از افسانه های تولستوی است که سالها پیش خوندم و خیلی به دلم نشست .مضمون داستان اینه که :
![]() ادامه مطلب ... شنبه 14 خرداد 1390برچسب:, :: 14:1 :: نويسنده : آدم زمینی
امروز نمیدونم چرا همش این دو تا رباعی تو ذهنم می چرخند گفتم چشمم ، گفت براهش مـــی دار گفتم جگرم ، گفت پر آهش مـی دار گفتم که دلم ، گفت چه داری در دل گفتم غم تو ، گفت نگاهش مـی دار ...................................... گفتــم چشمم ، گفت که جیحون کنمش گفتم جگرم ، گفت که پرخون کنمش گفتــم غم تو در دل من جای گرفت گفتــــــا به هزار حیله بیرون کنمش
لطفاً نظرتون رو در باره این دو رباعی بگید ![]() ادامه مطلب ... پنج شنبه 12 خرداد 1390برچسب:, :: 2:22 :: نويسنده : آدم زمینی
این ضرب المثل رو شاید بارها شنیده باشید و میدونید که در موردی بکار میره که آدم با یک حرف بیجا برای خودش دردسر درست می کنه اما داستان این ضرب المثل رو میدونید ؟ یک قصه قدیمی داره که مرحوم مادربزرگم برام تعریف می کرد و من خیلی دوستش داشتم قصه از این قراره که : ![]() ادامه مطلب ... چهار شنبه 11 خرداد 1390برچسب:, :: 19:33 :: نويسنده : آدم زمینی
خدایا تو بهترین دوست منی تو بزرگترین حامی منی در لحظاتی که از هیچکس دیگه برام کاری بر نمیاد تو بدادم می رسی هرگز تنهام نمیگذاری هرگز فراموشم نمیکنی خدای من منو ببخش اگه گاهی خودمو تنها و بی کس می بینم درحالی که تو کنارمی منو ببخش که گاهی با اصرار ازت چیزی میخوام که می دونی به صلاحم نیست و وقتی بهم نمیدی عصبانی می شم و پرت و پلا می گم منو ببخش که گاهی تو سختی ها جوش میارم و درشت حرف می زنم منو ببخش که گاهی چنان طلبکار می شم که انگار حقی بتو دارم در حالی که تو فقط از روی لطف خودت منو خلق کردی و با محبت بی پایان خودت نگهم می داری منو ببخش که گاهی بی صبری می کنم منو ببخش که گاهی برای خالی کردن خشم خودم حرفهائی می زنم که باعث رنجش دیگران می شه منو ببخش که گاهی از دست بنده هات چنان خشمگین می شم که نفرینشون می کنم . تو نفرینامو جدی نگیر خدای من همه اینا از جهل من نشات می گیره از اینکه دایره دیدم وسیع نیست از اینکه از مصلحت امور خبر ندارم از اینکه طاقتم کمه و همه چیز رو فوری می خوام از اینکه ادعام زیاده و فکر می کنم صلاح خودم رو بهتر هر کسی می دونم خدایا به علم بی کران خودت جهلم رو ببخش و برطرف کن به اشرافت به همه آفرینش تنگی دایره دیدم رو ببخش و وسعت بده به صبر بی بدیل خودت بی صبریمو ببخش و تاب و تحملم رو زیاد کن به بزرگی خودت پر مدعائی منو ببخش و دلم رو خاشع کن
و همیشه بیادم بیار که چقدر مهربونی و دوستم داری
![]() دو شنبه 9 خرداد 1390برچسب:, :: 19:43 :: نويسنده : آدم زمینی
دو شنبه 9 خرداد 1390برچسب:, :: 1:29 :: نويسنده : آدم زمینی
دیروز به چند تا وبلاگ سرزدم که توشون درباره شهر تاریخی شوشتر نوشته بودن بنظرم اومد که چقدر اطلاعات ما از شهر های تاریخی کشورمون کمه و چقدر نسبت به این پیشینه تاریخی و حفظ آثار اون کم اعتنائیم . شاید بگید : ای بابا ما تو امروزمون موندیم .گذشته و افتخارات باستانی به چه دردمون می خوره . قدیمی ها هر گلی زدن به سر خودشون زدن ما هم باید به فکر امروز خودمون باشیم . چند تا خونه خرابه و پل ویرونه و اینجور چیزا رو می خوایم چکار . خوب شایدم درست می گید اما هر ملتی نیاز داره که به ریشه ها و پیشینه خودش افتخار کنه تا در مقابل دیگرانی که امروز از اون جلوترن کم نیاره و احساس کمتری و ضعف نکنه . باید بدونه گذشتگانش تونستن پس اونم میتونه .افتخارات گذشته به نسل امروز اعتماد بنفس میده تا خودشو نبازه . ![]() شنبه 7 خرداد 1390برچسب:, :: 3:21 :: نويسنده : آدم زمینی
چندین سال پیش من در تهران بودم و پدرم در شهرستان یک روز پدر زنگ زد وخواست که یکسری فتوکپی مدارک رو براش بفرستم و تاکید کرد که چون با پست طول می کشه حتماً با تیپاکس بفرستم . من آدرس تیپاکس رو نمی دونستم .پدر گفت خیابون فاطمی نزدیکای میدون فاطمیه . فتوکپی ها رو تو پاکت گذاشتم و رفتم میدون فاطمی . ![]() ادامه مطلب ... جمعه 6 خرداد 1390برچسب:, :: 18:23 :: نويسنده : آدم زمینی
این مطلب را طبق قولی که به دوست خوبم برومند در وبلاگ روزهای زندگی دادم می نویسم بنظر من زندگی یک مسیر است بین وجود فطری و غریزی ساده ای که انسان با آن متولد می شود و وجود تکامل یافته ای که در پایان به آن می رسد . این مسیر برای هر فرد می تواند متفاوت باشد هر چند که مبداء همه یکسان است. ![]() ادامه مطلب ... پنج شنبه 5 خرداد 1390برچسب:, :: 20:22 :: نويسنده : آدم زمینی
پنج شنبه 5 خرداد 1390برچسب:, :: 1:14 :: نويسنده : آدم زمینی
من روی قالب وبلاگ و اینکه چطوری باشه و چه عناصری داشته باشه خیلی حساس نیستم و هر قالبی یا بدلیل زیبائیش ، یا سادگیش ، یا ارتباطش با مفهوم موضوعات ، یا تناسبش با سن و جنسیت نویسنده و یا هر دلیل دیگه برام جالب و پذیرفتنیه بشرطی که یک سری موارد توش رعایت بشه . ![]() ادامه مطلب ... پيوندها
|
|||||||||||||||||||
![]() |